فعل
نویسنده: محمد رضایی راد
تهران - نشر بیدگل - چاپ ۸ - ۱۴۰۳
تعداد صفحات: ۹۵
«فعل» تا جایی که گسترۀ مطالعاتم در حوزۀ نمایشنامه قد می دهد به احتمال زیاد اولین نمایشنامۀ فارسی است که با محوریت دستور زبان به نگارش درآمده است یا دستکم مهمترین نمایشنامه به زبان فارسی با این موضوع است. رضایی راد مبحثی خشک و علمی را دستمایۀ تئاتر قرار داده و در این راه، کار سختی را در پیش داشته است، چون در تئاتر حفظ مخاطب و برقرار ماندن ارتباط او با صحنه امری مهم و حیاتی برای بقای اجراست. به همین جهت نمایشنامه نویس از دستور زبان خشک و قراردادی فراتر رفته و به ماهیت و چیستی آن می پردازد. حساسیت حضور یک دبیر ادبیات مرد در یک دبیرستان دخترانه در فضای تابوزده و با فرهنگی رو به اضمحلال ناشی از فضای ایدئولوژیک و تئولوژیک که امروزه بر جامعۀ ما حاکم است بستری حساس را برای این نمایشنامه فراهم ساخته. ضمن اینکه داستان به صورت غیر خطی روایت شده و از ساختارهای جریان سیال ذهن و رئالیسم جاودیی نیز بهره هایی دارد.
اما ایرادی مهم که در نگارش این نمایشنامه به چشم می خورد غلط حرف زدن یک دبیر ادبیات فارسی که دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد این رشته هم هست (فرهاد) از نظر دستوری است. آن هم دبیری که حتی موضوع پایان نامه اش را نیز در ارتباط با دستور زبان یعنی «فعل» انتخاب کرده است و طبیعتاً خود نیز باید بر دستور زبان فارسی تسلط داشته باشد، غلط ننوسید و غلط صحبت نکند. همینطور دبیر دیگر ادبیات فارسی در این نمایشنامه (شیوا) نیز همین اشتباه فرهاد را تکرار می کند. به عنوان مثال در صفحۀ ۵۸ نمایشنامه فرهاد می گوید: «تو داری از فعل حرف نمی زنی، تو داری از مصادر جعلی حرف می زنی.» یا در صفحۀ ۶۸ نمایشنامه شیوا می گوید: «من دارم بازجویی نمی کنم؛ دارم دوستانه باهات حرف می زنم.»
فعل مضارع مستمر یا ملموس، فعلی است که با اضافه کردن فعل کمکی «داشتن» به فعل «مضارع اخباری» ساخته می شود نظیر «داری حرف می زنی». یک امر بدیهی در دستور زبان این است که فعل مضارع مستمر منفی ندارد. به عنوان مثال ما نمی توانیم بگوییم «داری حرف نمی زنی» یا «نداری حرف می زنی». این دو ساختار حتی در زبان محاوره ای کوچه و بازار هم کاربرد ندارد تا دیگر چه برسد به زبان نوشتاری؛ اشتباهی رضایی راد دو دفعه آن را از زبان شخصیت های نمایشنامه اش مرتکب شده که جای تعجب دارد! برای منفی کردن مضارع مستمر کافیست که به جای آن از منفی فعل مضارع اخباری استفاده کرد، مثلاً به جای عبارت غلط «تو داری از فعل حرف نمی زنی» می توان گفت «تو از فعل حرف نمی زنی» یا حتی می توان گفت «تو در حال حرف زدن از فعل نیستی».
سطرهایی از کتاب:
فرهاد: آه فعل... فعل... این نقطۀ عجیب زبان. فعل، فعل هست: کنش مطلق. انسان نخستین نمی گفت می رم، می رفت. نمی گفت بده، می گرفت. نمی گفت می خوام بخورم، می خواست و می خورد. مثل یوزپلنگ ها که چیزی جز فعل نیستن؛ خواستن، دویدن، خوردن. تا به حال فکر کردین که چقدر زبان ما پر از واژه های قرضی هست؟ عربی، مغولی، یونانی، ترکی، انگلیسی، روسی، فرانسوی. کلی اسم، کلی صفت، حتی کلی قید، حتی حرف اضافه. ولی حتماً متوجه نشدین که تنها جزئی از زبان که هرگز زیر بار واژه های قرضی نرفته فعلها هستن: زدن، رفتن، شنیدن،دیدن، آمدن، گرفتن، دادن، است، بود، شد. اینها تنها بخش زبان هستن که در طول تاریخ در برابر همه چیز مقاومت کردن و علیرغم همه چیز زنده موندن.
برچسب:
نویسنده: سپیده اکبریپور